close
دانلود آهنگ جدید
گوغر,افشارهای کرمان,ترکهای کرمان,kerman türkleri
آلاداغ سسی|دایرة المعارف ترکان خراسان

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 77
  • بازديد ديروز : 125
  • آي پي امروز : 43
  • آي پي ديروز : 81
  • ورودی امروز گوگل : 3
  • ورودی گوگل دیروز : 12
  • بازديد هفته : 288
  • بازدید ماه : 3,451
  • بازدید سال : 8,248
  • كل بازديدها : 69,641
  • ای پی شما : 34.226.244.70
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 3
  • كل مطالب : 71
  • كل نظرات : 9
  • امروز : چهارشنبه 07 اسفند 1398

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نویسندگان

بازدید : 2470 | تاریخ : سه شنبه 09 شهريور 1395 زمان : 14:51 | نظرات ()

 
این مقاله با عنوان درآمدی بر واکاوی طوایف اقطاع و افشار گوغربه شناسایی بعضی از طوایف گوغریکی اززادگاههای اقطاع ها و
افشارهای بافت می پردازد که انشاله در آینده به شناساندن جزیی تر بعضی از طوایف گوغر خواهم پرداخت
درکتب تاریخی مربوط به کرمان همواره از شهرستان بافت باعنوان بلوک اقطاع افشار کرمان نام برده می شود که خود ترکیبی است
از طوایف اقطاع که اصالتا فارس بوده اند و افشارها که ترک تبار بوده اند,این تقسیم بندی در تقریبادرتمام نواحی بافت یعنی بافت و
ارزوییه وخبر و گوغر و هشون و بعضی نواحی کیسکان وجود دارد ,
اقطاع در لغت بروزن افعال عربی و جمع می باشد یعنی قطعه بندی ها و به تعبیری پاره طوایفی فارس و ...راگویند که در منطقه ی
بافت استان کرمان در مجاورت هم زندگی میکرده اند ازین طوایف میتوان به فارس ها)تاجیک ها,در مقابل ترک هاو نیز ساکنان
بومی پیش از اسلام این منطقه(,لک ها)سلطانی و کیسکانی ها(,لرها)شمس الدینی های رابر(,عرب ها)طوایفی مثل بنی اسدی و..که
در زمان حکومت اعراب به این منطقه آمده اند(و ..اشاره کرد
افشارها غالبا طوایف ترک زبانی را گویند که در اثر شرایط مختلف سیاسی و معیشتی و در ازمنه ی مختلف به استان کرمان و
قسمتهای زرند و کوهبنان)افشارهای شمال کرمان( و بافت و جیرفت و سیرجان )افشارهای جنوب( مهاجرت کرده اندالبته در
کتاب تاریخ کرمان باستانی پاریزی علاوه بر موارد فوق به افشارهای شهربابک و رفسنجان نیز اشاره شده است که به روایت همین
کتاب حدود 051 سال از حکومت مرکزی کرمان از بعد از صفویه تا زندیه در اختیار افشارهای کرمان بوده است که از مهمترین
حکمرانان افشار کرمان می توان به شاهرخ خان افشار و همچنین دربار قلی بیگ)تخت دریاقلی بیگ کرمان(اشاره کرد
علت این تداوم حکمرانی مجهزبودن ایل بزرگ افشار کرمان به اسب و تیول و جنگاوران چالاک و وصل بودن ایشان به حکومت
مرکزی بوده است ,
شایان ذکرست که افشارهاجزئ تراکمه ی مهاجری هستند که در سرتاسر ایران و در نقاطی نظیرشمال خراسان )ابیورد,طایفه ی
قرخلوی نادر شاه افشار(قسمتهایی از خوزستان)شوشترو طوایف خلج و گندزلو و ارشلو,که الان فقط نام افشاری برآنها مانده است و
به ترکی تکلم نمی کنند( ارومیه)مرکزاصلی افشارهای ایران(فارس و کازرون,کرمان )بافت و سیرجان(تهران و ساوجبلاغ,یزد و
مازندران و..سکنی می گزینند و همچنین افشارهایی که در سایرنقاط جهان پراکنده اند شامل افشارهای حلب سوریه و موصل عراق
و ترکیه و ..
در این قسمت توجهتان را به سرگذشت و تاریخچه ی افشارها ورودشان به کرمان رابه نقل از سایت دایره المعارف بزرگ اسلامی
جلب می کنم :
- ؛ اَفْشار، نام یک گروه بزرگ قومى عشایری از اقوام ترک زبان ایران . افشار در متنهای قدیم به صورتهای اَوْشار )بدرالدین ، 01
008 ، جم ؛ ،48/)0( 04 ؛ مقریزی ، 0 / 01 (، اَوْشَریّه ، اوشاریه و افشاریه )ابن تغری بردی ، 00 / ابوالغازی ، 02 (، اوَشر )رشیدالدین ، 0
040 ( نیز آمده است / قلقشندی ، 2 .
افشار یکى از نیرومندترین ایلات ترک زبان )فیلد، 04 ( در تاریخ ایران به شمار مى رفته است . در زمان سلجوقیان نام افشار چنان
افشار آمد( مى ترساندند )قدوسى ، ( » اوشار گَلدی « وحشت انگیز بود که اقوام ترکمان ، ازبک و تاتار کودکان خود را با گفتن عبارت
04 (. ایل افشار یکى از ایلات تشکیل دهندة سپاهیانى است که اقتدار شاه اسماعیل اول صفوی )سل 431 412 ق ( را در ایران -
استوار کردند و یکى از 30 قبیلة اشرافى دارای امتیازات ویژه )اروج بیک ، 82 ( و نیز از ایلات عمده و معتبر قزلباش )ابوالحسن
مستوفى ، 052 058 ( در دورة صفوی بوده است . سران و امیران طایفه های افشار در جنگهای پادشاهان صفوی با عثمانیها و ازبکها، -
در سپاه نادرشاه نقش بزرگ و مهمى داشتند. بخش بزرگى از نیروی سپاه قاجار را نیز مردان طایفه های ایل افشار تشکیل مى دادند
0 ,( EI.(I/240
امروزه بیشتر طایفه های افشار در شهرها و روستاهای ایران اسکان یافته اند و فقط گروههای کوچکى از آنها شیوة چادرنشینى و
کوچندگى را حفظ کرده اند و ییلاق و قشلاق مى کنند .
خاستگاه قومى : نخستین بار کاشغری در دیوان لغات الترک )تألیف : 088 ق ( از ایل افشار نام مى برد و افشارها را از ترکان اُغوز یا
48 ؛ نیز /)0( 58 ؛ نیز نک: بدرالدین ، ابن تغری بردی ، همانجاها؛ مقریزی ، 0 / ترکمان و یکى از 00 تیرة آن قوم به شمار مى آورد) 0
- 38 35 ؛ استرابادی ، 08 ؛ شیروانى ، 018 / نک: رشیدالدین ، 0 ).
رشیدالدین ، ( » چالاک و به شکار جانوران مهوس « اوشر یا اوشار را نام یکى از 0 فرزند یولدوزخان ، پسر سوم اغوز، و آن را به معنى
01/0 ( و یا کسى که کاری را به چالاکى انجام مى دهد )ابوالغازی ، 04 (، آورده اند. قوم افشار ظاهراً نام خود را از نام سر دودمان قومى
گرفته است )لاکهارت ، نادرشاه ، .) 02 مقدسى از دهى بزرگ به نام اوشر در دشت قیچاق ترکستان یاد مى کند )ص « اَوْشَر » خود
040 (. شاید به سبب اقامت گروهى از نیاکان
افشار در این ده ، آن را اوشر مى خواندند .
همچنین دراین مقاله به نحوه ی ورود افشارها به کرمان نیز اشاراتی شده است :
افشارهای کرمان : تاریخ دقیق مهاجرت طایفه های افشار به کرمان و مبدأ یا مبادی مهاجرت آنها روشن نیست . قدیم ترین خبر از
کوچ افشارها به کرمان از زمان به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول به بعد بوده است . نخستین گروه افشار ظاهراً طایفة قاسملو بود
0515 (. شاه طهماسب در 433 ق ، - که در حدود سال 408 ق به سرکردگى بیرام بیک به کرمان مهاجرت کردند )باستانى ، 0513
شاه قلى سلطان افشار، پسر مصطفى قلى سلطان را که با طایفةخود در کرمان مى زیستند،به حکمرانى آنجا گماشت )وزیری ، تاریخ ...،
811/0 (.شاه قلى سلطان در 403 ق با گروهى از دلاور مردان طایفه های افشار کرمان به اردوی شاه پیوست و در چهارمین
لشکرکشى او به خراسان برای سرکوب عبیدخان ازبک شرکت کرد )همانجا؛ روملو، 352 ).
افشارهای کرمان تا زمان کریمخان زند قدرت داشتند و تنى چند از سرکردگان طوایف این ایل پس از شاه قلى سلطان در کرمان
حکومت کردند. آخرین حکمران از این ایل ، شاهرخ خان افشار بود که در 0020 ق به دست خدا مرادخان ، سردار سپاه کریمخان زند
- کشته شد )سایکس ، .) 84 82
4تن ، احمدعلى وزیری در جغرافیای کرمان ایل افشار را عمده ترین ایلات کرمان و شمار آنها را حدود هزار خانوار، و شامل 311
دانسته است . وی على قرلو، اشرفلو، قاسملو، پیر مرادلو، ره درازلو، حیدرمحمد شاهلو، آمویى )یا عمویى (، میرجانى ، جانقلى اشاغى ،
فارسى مدان ، صفى قلى اولادی و ساربان را از طایفه های این ایل برمى شمارد و نام چند تن از سرپرستان طایفه ها را که با لقب
شهرت داشتند، یاد مى کند )ص 005 » سلطان »).
وزیری در شرح اشتغال و ییلاق و قشلاق مردم طایفه های افشار مى نویسد: این گروه بیشتر با گوسفندداری زندگى مى گذراندند.
قشلاقشان بلوک اُرزویه ، و ییلاقشان بلوک اَقطاع بود. عشایر وقتى که در اقطاع به سر مى بردند، به زراعت نیز مى پرداختند. در آن
زمان در ایل افشار 311 سوار و 211 تفنگچى خوب و پر دل بودند که در جنگ با چماق و شش پَرْ شرکت مى کردند و بیش از
تفنگچیان ایلات دیگر مهارت نشان مى دادند )همانجا ).
همو در جای دیگر، شمارة تیره های افشار را 50 مى آورد، در صورتى که در فهرستى که از نام تیره ها مى دهد، از حدود 41 تیره یاد
مى کند )همان ، 044 044 (. در این فهرست نام برخى از طایفه ها و تیره های ایلات و عشایر دیگر کرمان که ظاهراً به ایل افشار -
پیوسته بودند، از ابواب جمعى ایل افشار و در زمرة طایفه ها و تیره های افشار به شمار آمده اند. شماری از این تیره و طایفه ها نیز به
خطا جزو ایل افشار قلمداد شده اند )نک: باستانى ، 0511 ).
افشارهای کرمان از 3 گروه عمدة جهانشاهى ، عمویى و میرحبیبى تشکیل یافته بودند. افشار جهانشاهى احتمالاً به طایفة جهانشاه لو از
افشارهای دویرانى خمسة زنجان )فیلد، 013 ( و افشار اوشاغى فسا وابسته بودند. بنابر ادعای بزرگان طایفه جهانشاه لوها قبلاً در
شمال غربى ایران مى زیستند و پیش از آمدن به سیرجان کرمان و استقرار در آنجا، زمانى دراز در همسایگى فسا و جهرم فارس
سکنى داشتند ) ایرانیکا، .(I/585 فیلد شمار این دسته از افشارها را با عنوان افشارهای سیرجان در 0303 ش / 0430 م حدود هزار
0خانوار گزارش مى دهند. این گروه تا زمان تحقیق اوبرلینگ کوچ ، خانوار)ص 024 (، و اوبرلینگ در 0338 ش / 0452 م حدود 011
مى کردند ) ایرانیکا، همانجا ).
051 خانوار و ) افشار عمویى را مى گویند نادرشاه از اورمیه به کرمان کوچاند )همانجا(. شمار آنها را سایکس )ص و فیلد )ص 041
اوبرلینگ ) ایرانیکا، همانجا( حدود 011 خانوار تخمین زده اند. این دسته از ایل افشار کوچنده بودند .
افشارهای میرحبیبى از کوچندگان ساکن نواحى اطراف بردسیر بودند. شمار آنها را سایکس 05 خانوار ذکر کرده است )همانجا ).
اوبرلینگ بچاقچیهای کرمان را هم وابسته به ایل افشار آورده است و به نقل از سالخوردگان این طایفه مى نویسد: بچاقچیها از
افشارهای زنجان و ری بوده اند که نادرشاه آنها را به کرمان کوچاند. این گروه تا 0338 ش / 0452 م کوچ مى کردند. شمار آنها حدود
511 خانوار بوده است ) ایرانیکا، همانجا ).
0خانوار تخمین زده است )ص .) 344 مسعود کیهان شمار افشارهای کرمان ، خانم شیل شمار افشارهای کرمان را به طور کلى 511
را 5 هزار خانوار کوچنده یاد کرده که بافت ، هشون ، چهار گنبد، گوغر، بردسیر و سیرجان ییلاقشان ، و ازرویه و دشت جیرفت
40/ قشلاقشان بوده است ) 0 ).
05 (، در تیرماه 0388 عشایر کوچندة ایل افشار کرمان دارای 08 طایفه بوده است . طایفه ها عبارت - بنابر آمار ) سرشماری ...، 03
بودند از اشرفلو، آقاجانلو، ال کستو، بارچى ، برآوردی ، پیرمرادلو، جامعه بزرگى ، جلال لو، حمزه خان لو، حمزه لو، حیدر ممشالو، خلج ،
زرگر، شول ، صادقى ، صفى قلى اولادی ، عمویى ، فارسى مدان ، قاسم اولادی ، قره قویونلو، قره گزلو، قوجه بیگلو، گیل ، مهنى ، میرجانى و
میرحبیبى . ییلاقات ایل در شهرستانهای بافت ، سیرجان و مشیز، و قشلاقات آن در شهرستانهای بافت و سیرجان و بندرعباس قرار
00 تن ( بود )همانجا ، 0خانوار )شامل 000 ، داشت . بنابر آمار سال 0388 ش ، جمعیت ایل 120 )
افشار در لغت ترکی به معنای اوشاریعنی چالاک است
البته ورودافشارها به ایران در دو دوره زمانی انجام می پذیرد 0:اواخر دوره ی سلجوقی 0:حمله ی مغولها به ترکستان و دشت قیچاق
و مهجرت آنها به ایران و ..)
درحال حاضر خیلی از افشارها ی کرمان حتی نسل جدیدی ها اطلاعی از اصل و نژاد خود ندارند )شهربابک و کوه بنان و..(چه برسد
به اینکه به ترکی افشاری تکلم کنند ولی خوشبختانه افشارهای بافت که در نقاطی نظیر شهر
بافت,خبر,ارزوییه,صوغان,گوغر,هشون,گنوییه ی کیسکان,سنگ پهن و..زندگی می کنند علی رغم استحاله با اقوام دیگر و استیلای
زندگی شهرنشینی بر رسوم گذشتگان خود پای بند هستند از جمله ی این موارد می توان به تداوم بعضی شغلهای خاص این طوایف
توسط زیرمجموعه ها اشاره کرد مشاغلی نظیر دامداری کلان و تولید و استحصال کرک و پشم ,قالی و گلیم بافی ,جشنهای باشکوه
عروسی و بیرق بندان و رقص چوب)ساز و دهل( و نواهای فولکوریک خاص افشار)کردی خوانی )
و همچنین اکثر این طوایف هنوز به زبان ترکی تکلم میکنندکه نزدیکی و مشابهت زیادی در لغت و نحوه ی گویش به ترکی قشقایی
فارس دارد که البته در تاریخ قشقاییها و در طوایف آنها به تیره ای به نام افشاراوشاغی)فرزندان افشار(بر می خوریم که سالیان زیادی
نیز این دوقوم افشار و قشقایی در فارس باهم زندگی می کرده اند که دراثر اختلافات به وجود آمده عده ی زیادی در غایله ی شورش
افشارها در داراب فارس و درگیری آنها با حکمران مقیم آنجا به کرمان آمده اند
, گوغر ییلاق جمع کثیری از افشارها ی بافت می باشداز دو بخش اقطاع و افشار تشکیل شده است :
1: اقطاع ها که شامل فارسی زبانان و همچنین ساکنین بومی و قدیمی گوغر می باشند نظیر طوایف و فامیل های نقوی,زنداقطاعی
,کریمی,ملک محمدی ,اسلامی,طغرلی,امیزاده)اصالتاعرب و امیران گذشته ی گوغر در صده های اخیر(چنگیزی,مظفری
وشاهدادی)جفریزو گودال(,نوری و سالاری)هنکایی(....که غالبا در مرکز گوغر)امیرآباد و چشمه سبز و اسفندران و کوهی و کریمی
ها در چهارطاق(زندگی می کنند .
2: افشارها شامل طوایف و فامیل هایی نظیر:فتحی زاده,احمدی پور,گیلانی ,مددی زاده,پورپسندی, عظیمی پور ,شاه
حیدری)طوایف 2گانه مذکورآقاجانی می باشندو در قلایی و گودال و گنبدان(,غنچه پور,برآوردی)چهارکشت(,حاج
محمدی,)جفریز(بهرام نژاد)البته این تنها فامیل بهرام نژاد در گوغر است که در گودال زندگی میکنند و اصالتا اهل گنوییه کیسکان
می باشند(, ,سبزعلی پور)طایفه ی گی غویونلو,سبزگوسفندان نظیر قره قویونلو در هنکایی و امیرآبادو جفریز(,صفی قلی
اولادی)بیدکردوییه(روح الامینی)طایفه ی ارشلو,مناطق سغنگ و مورگوسی(و .....
البته چند نکته را لازم است تذکر دهم و اینکه بنده سعی کردم طوایف کلان گوغری را به صورت خیلی مجمل بیان کنم که پرداختن
به جزییات طوایف مذکور هر کدام عمری سی ساله میطلبد و طوایفی که نام برده نشد غالبا در سایه ی بقیه ی طوایف به سر می
برده اند,از طرفی دیگر نیز بعضی فامیلهای بزرگ گوغری از لحاظ بیوگرافی و شجره نامه سرگذشتی چندگانه داشته اند مثلا طایفه ی
بزرگ صادقی های مستقر در خود گوغر)البته منظورم صادقی های کهک اسفیچ که ترک زبانند نیست(که از لحاظ روستاهای تحت
تملک)رستاق و جفریز و بزنگ و چهارطاق و بندروپاره آبادی های دیگرو سکونت در مرکز گوغر(و کثرت جمعیتی بزرگترین طایفه
ی گوغر محسوب میشوند دچار چندگانگی هویتی هستند که البته به ضرس قاطع میتوان گفت که صادقی های خود گوغر تماما
خویشاوند و عموزاده هستند ولی لازم است دو گفتاورد از بزرگان صادقی را با تکیه بر شجره نامه های موجود بیان کنم :
1: صادقی ها اصالتا از طایفه ی بنی اسدی هستند که در دوران حکومت اعراب به این منطقه آمدند که نشان و نصب سید بودن را
نیز بر دوش دارند)طبق بعضی گفته ها و شجره نامه های موجود )
2: ترک زبان بوده اند و از تهران به گوغر تبعید یا کوچ داده شده اند
که از دو مطلب فوق اینگونه بر می آید که هر دو مطلب صحیح می باشند با توجه به عمو زادگی صادقی های جفریز و رستاق و
بزنگ)روستاهای عمده ی این طوایف( و اینکه جد بزرگ صادقی های جفریزی یعنی امیربیگ که ترک بوده است)بیگ مثل خان
لقبی ترکیست( و دررستاق و گنبدان و هنکایی و بندر اربابی داشته است,و باتوجه به اشراف کدخداهای سابق بزنگ به زبان
ترکی)کدخداابوالمحسن و..که بزنگ به تعبیری مرکز کدخدایی و فرماندهی صادقی های گوغر بوده است ( و بسیاری خاطرات
تاریخی گذشتگان این فامیل ,ترک و سید بوده اند که به نظر می رسد با توجه به عرب بودن سیدها اینگونه بر می آید که سیدهایی
بوده اند که در مجاورت و در سایه تسلط چندصدساله ی ترکان بر ایران و زبان رسمی آن دوران لاجرم ترکی تکلم می کرده اند,البته
علت اصلی اینکه این فامیل خوشنام گوغری پیشوند سید را در نام خود ندارند تقیه ای بوده که به روایت بزرگترهایمان سیدکشی
بزرگی بوده که در یک برهه ی زمانی درسرتاسر ایران انجام گرفته و گوغر نیز ازین دست اندازی به دور نبوده است
همچنین طوایف دیگری نظیرشهسواری ها که بزرگان این فامیل در مرکز گوغر و گنبذمو سکونت داشته اند که فارس و اقطاع بوده
اند ولی شهسواریهای گودال و ده قره خان ترک زبان هستند که این انتخاب فامیل طوایف معمولا یا باتوجه به اصل قومیت یا اینکه
با نفوذ کدخدایان و کلانتران و اینکه طایفه ای جهت برخورداری از حمایت کلانتری فامیل ایشان را بر خود انتخاب می کرده است
صورت پذیرفته است
یکی دیگر از فامیل های خوشنام و باهوش گوغر بختیاری می باشد که در مرکز گوغر و گودال و قلایی سکونت دارند که اصالتا ترک
زبانند و قوم و خویش واکثرا آقاجانی می باشند ولی به طورمثال مرحوم علی مهد بختیاری از اربابان بزرگ دو گودال به گفته ی
خودش که اصالتا از طایفه ی چهارلنگ بختیاری شهرکرد بوده اند ولی ترکی هم تکلم میکردند
البته بعضی از اقطاع ها نیز اصالتا گوغری نبوده اند مثل شاهدادی های جفریزکه اهل داراب استان فارس بوده اند

 

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی